خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

از اینجا شروع میکنم
که تو خوبی
نه انقدر خوب که از تو شروع کنم
پس
از انجا شروع میکنم
که خدا خوبست
آنقدرکه چون تو خوبی را خلق می کند
پس اگر هفتصد سال پیش را به یاد نداری
یاتو انقدر خوب نبودی
که خلقت کند خدا...
یا من بلد نبودم شروع کنم....

دوست داشتی چیزی بنویس

باید یاد بگیریم حرف هایمان را بزنیم.

جمعه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۳۱ ب.ظ

پدری توی اداره توبیخ می شود و تمام عصبانیت و دق و دلیش را با خودش می اورد خانه،اگر انجا داد نکشیده می تواند سر بچه ی مظلومش که آرام دارد بازی می کند تشر بزند.مادری خسته شده از کارهای روزانه،مرد که می پرسد شام چی داریم؟سرش داد می زند که کارد بخوره به اون شکم کوفت بخورین.با بوی فرندشان دعوا می کنند و سر مادرخالی می کنند.راننده تاکسی دیروز ماشینش را از تعمیر گاه گرفته و ن تومان خرجش کرده و امروز برای ندادن پول خرد تمام ناراحتی اش را سر مسافر خالی می کند.با خانواده دعوا میکنند و ماشین برمیدارن و با سرعت هزار توی خیابان ویراژ می دهند و بچه ای....این گردونه برای ما ادامه دارد.ما بلد نیستیم حرف بزنیم.همیشه حرف هایمان را قورت می دهیم.نشده یکبار به رئیسمان اعتراض کنیم.نشده وقتی خسته ایم بگویم خسته ام نشد بپزم یه امروز حاضری بخوریم.می شد با مادر حرف زد تا کمی ارام بگیریم.

حرف نزدن ها برایمان عادت می شود.هر یک ساعت 18 طلاق ثبت می شود.آمار طلاق نشان می دهد که بیشتر طلاق ها برای خاطر مسائل جنسیتی است.یادم نیست توی کدام کتاب نوشته بود که زن ها توی رختخواب باید مثل یک زن فاحشه رفتار کنند.اما زن های ما حرف نمی زنند.حجب و حیایی که معنی ندارد.ما زن ها حرف نمی زنیم از خاسته هایمان.مردها بی توجه هستند.بحران عاطفی دارد بیداد می کند.زن ها پناه برده اند به هزار عمل جراحی.مردها پناه برده اند به معشوقه های رنگا رنگ.

هنوز توی جامعه ما تنها راه براورده شدن نیاز های جنسی یک دختر ازدواج است و ان هم از طریق خانواده. یک دختر هیچ وقت به خانواده اش نمی تواند بگوید که من نیازجنسی دارم.شوهر کردن به هر قیمت.به اولین خاستگار جواب بله می دهد و بعد به یک سال نمی کشد که اختلاف ها خودشان را نشان میدهد.چون قبل ترها آموزش ندیده اند.چون انتخاب بر اساس معیارهای درست انتخاب نشده است.بحث و بعد هم طلاق.

ما برای یک گواهینامه گرفتن هفت خوان رستم را رد می کنیم.اما ازدواج....هیچ کارگاه اموزش وجود ندارد که دولت برای جوان ها بگذارد.دولت برای جوان ها سرمایه گذاری نمی کند.برای اموزش.برای خانواده.اما می اید قانون طلاق توافقی را بر می دارد که امر طلاق توی کشور کم شود.نخبه های کشورمان اینگونه فکر میکنند.

به زودی آتشفشان جنسیتی فوران خواهد کرد.

+نوشته ها پراکنده شده.شاید برای روح اشفته این روزهایم است.ببخشید.درست می شود.



۹۵/۰۳/۲۸
نبات