خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

از اینجا شروع میکنم
که تو خوبی
نه انقدر خوب که از تو شروع کنم
پس
از انجا شروع میکنم
که خدا خوبست
آنقدرکه چون تو خوبی را خلق می کند
پس اگر هفتصد سال پیش را به یاد نداری
یاتو انقدر خوب نبودی
که خلقت کند خدا...
یا من بلد نبودم شروع کنم....

دوست داشتی چیزی بنویس

یولوموز ایرول سادا.دوست گالم سنینن.

جمعه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۴۶ ق.ظ

نشسته بودم روی مبل و دستم را با ماست مالش می دادم که خنک شود.چای داغ ریخته بود روی دست راست م.دستم سوخته بود و حتی نگفته بودم آخ.همه درد و سوزش را ریختم توی دل م.غش افتاد توی دل م.سرم را که بلند کردم دیدم ماه مان و اقا جان دارند نگاه م می کنند.حس کردم یک هاله از معصومیت بالای سرم دارد می چرخد.تصویر ساده مال دختری بود که تمام دردهایش را تنهایی و توی سکوت همراه خودش دارد.هیچ نمی دانم از کجا بلد شده بودم که ماست سوزشش را کم می کند.هنوز افطار باز نکرده بودم.ماه مان پرسید حواست کجا بود؟فکر کرده بودم حواسم چرا نیست به نبات؟نبات این روزها چرا این همه بی تاب شده و بی قرار؟

اشکم راه افتاد.تقصیر فندوقی بود.وقتی امد بالا و پرسید عمه دستت چی شده؟من گفتم سوخته.گفته بود عمه دیدی برای منم سوخت اولش سوزونیه اما بعدش خوب میشه.برم به بابا بگم ببرتت دکتر.بری زود خوب میشی.

رفته بودیم امام زاده.او رفته بود برای نماز.کسی توی دل م گفته بود او رفت.من نماز نخوانده امده بودم بیرون.جلوی درب ورودی برادران.زنگ زده بودم.کسی توی دل م دائم می گفت او رفت.اما خندیده بود امده بود بیرون.خواب بود.بیدار که شدم تمام بالش م خیس بود.ظهر بود که زنگ زد.ظهر بود که رفت برای همیشه.

این روزها با کلمه ای پرت می شوم به گردابی که فکر می کردم تمام شده.فکر می کردم گذرانده ام و دیگر هیچ وقت بر نمی گردم به ان روزها.اما هست.نبات هنوز پای دلش که می شود اسیب پذیر است.حس می کنم دل م بیرون از بدن م می تپد.سخت است که بدانی ادم ها صدای تپش قلب ت را حتی از دورها هم حس می کنند.شکننده تر از قبل شده ام.خودم را قایم می کنم وسط همین سطرها.به روی م نمی اورم که این روزها چقدر دارد جان م را می گیرد.

حیف که نیستی.حیف که نیستی تا این همه دلتنگی را از جان م بگیری.نیستی تا این همه درد تمام شود.حیف که نیستی تا ببینی نبات هنوز.....

راهمون جدایی هم شد.دوست می مونیم باهم.*عنوان

۹۵/۰۳/۲۸
نبات