خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

از اینجا شروع میکنم
که تو خوبی
نه انقدر خوب که از تو شروع کنم
پس
از انجا شروع میکنم
که خدا خوبست
آنقدرکه چون تو خوبی را خلق می کند
پس اگر هفتصد سال پیش را به یاد نداری
یاتو انقدر خوب نبودی
که خلقت کند خدا...
یا من بلد نبودم شروع کنم....

دوست داشتی چیزی بنویس

یکی باشد

يكشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۴۹ ب.ظ
که تمام خودم را برایش بنویسم....
وقتی ناراحتم همه آدم های عزیز زندگی ام را آزار می دهم....کاش درک می کردن من فقط ناراحتم نه ار آن ها از خودم...توی این لحظه ها فقط می خواهم تنها باشم...فقط تنها
۹۶/۰۹/۰۵
نبات