خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

از اینجا شروع میکنم
که تو خوبی
نه انقدر خوب که از تو شروع کنم
پس
از انجا شروع میکنم
که خدا خوبست
آنقدرکه چون تو خوبی را خلق می کند
پس اگر هفتصد سال پیش را به یاد نداری
یاتو انقدر خوب نبودی
که خلقت کند خدا...
یا من بلد نبودم شروع کنم....

دلم تنگ است بیا ای روشن،روشن تر از لبخند...

چهارشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۴۳ ب.ظ

دلم باران می خواهد.دلم بوی خاک می خواهد.دلم مه غلیظ می خواهد.دلم قدم زدن توی گندم زار می خواهد.دلم عشق می خواهد.دلم نسیم می خواهد.دلم درخت های صنوبر و بید می خواهد.دلم رنگین کمان می خواهد بدوم تا برسم.دلم عشق می خواهد.دلم لبخند می خواهد.دلم شادی می خواهد.دلم صدای خوب می خواهد.دلم عشق می خواهد.دلم سفر می خواهد.دلم دریا می خواهد.بروم.بروم....بیایی..بیایی....بمانی....بمانم.

 

۹۶/۱۱/۱۱
نبات

دوست داشتی چیزی بنویس  (۰)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">