خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

از اینجا شروع میکنم
که تو خوبی
نه انقدر خوب که از تو شروع کنم
پس
از انجا شروع میکنم
که خدا خوبست
آنقدرکه چون تو خوبی را خلق می کند
پس اگر هفتصد سال پیش را به یاد نداری
یاتو انقدر خوب نبودی
که خلقت کند خدا...
یا من بلد نبودم شروع کنم....

محکم تر بغل م کن می ترسم

چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۶ ب.ظ

می نشینم توی بغلت...کیف می کنم وقتی می نشانیم روی پاهایت و دست هایت را حلقه می کنی دور کمرم....دست هایم را می گذارم دو طرف صورتت و می خواهم وقتی حرف می زنم به چشم های قهوه ایم زل بزنی و من به چشم های روشنت......نگاه م می کنی و حرف م نمی اید مثل همین الان که اشک نی نی می کند پشت چشم هایم...پاک می کنی می گویم چرا ؟توی آیینه چشم هایت نگاه می کنم باز لاغرتر شده ام و دارم غصه می خورم....اشک هایم را پاک می کنی  و با لبخند منتظری حرف بزنم....نبات هفت قرن پیش را یادت هست؟نبات امروز را چطور؟می بینی هیچ چیزی فرق نکرده جز این که روی عددهای سنم بیشتر شده لای موهایم سفید افتاده و روزهایی که طلوع و غروب حورشید را دیده ام بیشتر شده،سفر بیشتر رفته ام بیشتر نق زده ام بیشتر دروغ گفته ام بیشتر گناه کرده ام و نماز های قضایم بیشتر شده و ایمانم روز به روز کم کم ترمی شود و توی همه ی همه ی لحظه ها ته دلم یک غمی بود به بزرگی خودت....کلافه ام سردرگمم...مستاصلم...خسته ام ...تو را به خدایی خودت قسم بفهم خدا جان.....می بینی؟خسته ام ...یادم بده کمتر شاکی شوم کمتر نق بزنم یادم بده صبوری را یادم بده مهربان بودن را....گردنم را کج می کنم و می گویم باشد هر چه تو بگویی.... و می دانی تسلیم نیستم چون زورم به توو خاسته ات نمی رسد از سر اکراه می گویم باشد قبول....و تو فقط نگاه می کنی.... زیر گوشت نجوا می کنم یا لطیف...دست می برم لای موهایت نگاه می کنم به چشم های روشنت پر می شوم از ستا رالعیوب....سرم را می گذارم روی سینه ات و با هر نفست پر می شوم از و من یتوکل علی الله فهو حسبه.....چقدرخوب است که آن بالایی و همه چیز را انطور که هست می بینی...من دارم صدایت می کنم و می گویم دست هایم را بگیر...آقای مهربان خدا می ترسم از روزی که دیگر دوست نداشته باشی به چشم های پر از گناه م نگاه کنی....می ترسم از روزی که آنقدر بد شده باشم که....می ترسم از روزی که توی بغلت نباشم....محکم تر بغل م کن  می ترسم.....

۹۶/۱۱/۱۸
نبات

دوست داشتی چیزی بنویس  (۰)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">