خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

از اینجا شروع میکنم
که تو خوبی
نه انقدر خوب که از تو شروع کنم
پس
از انجا شروع میکنم
که خدا خوبست
آنقدرکه چون تو خوبی را خلق می کند
پس اگر هفتصد سال پیش را به یاد نداری
یاتو انقدر خوب نبودی
که خلقت کند خدا...
یا من بلد نبودم شروع کنم....

شمع شب بی سحرم...

دوشنبه, ۳۱ مرداد ۱۴۰۱، ۰۳:۱۱ ب.ظ

پر از نوشتن هستم اما انگار یک هو خالی میشوم و خاموش....

+من هنوز دارم به آرزوهایم فک میکنم....

۰۱/۰۵/۳۱
نبات